گنجینه تصاویر شهدا

به عشق سیدنا و قائدنا حضرت امام خامنه ای {روحی له الفداء}

گنجینه تصاویر شهدا

به عشق سیدنا و قائدنا حضرت امام خامنه ای {روحی له الفداء}

طبقه بندی موضوعی

روستا زاده ای که امام، پیشانی اش را بوسید

"شهید مرتضی جاویدی"

فرمانده دلاور گردان فجر

لشگر ۳۳ حضرت المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)

حماسه بزرگ گردان فجر در عملیات والفجر ۲:

چهار روز از عملیات را پشت سر گذاشته بودیم و پادگان عظیم حاج عمران و همچنین گمرک و کوه‌های مورد نظر توسط رزمندگان دلیر اسلام به تصرف درآمده بود

در این راستا گردان فجر به فرماندهی شهید مرتضی جاویدی مستقر در تنگه‌ی برده‌ زرد (که راه عبور و مرور دشمن بعثی به پادگان حاج عمران بود) از سه طرف در محاصره‌ی شدید نیرو‌های بعثی بود و تنها یک راه عقب‌نشینی وجود داشت

این گردان به مدت چهار روز با ده‌ها شهید و زخمی و اسیر با دشمن زبون در جنگ بود و هراسی به خود راه نمی ‌داد

ساعتی از روز پنجم گذشته صدای بیسیم فرماندهان منطقه عملیاتی از جمله شهید صیاد شیرازی، سرلشگر محسن رضایی و همچنین سردار محمد جعفر اسدی فرمانده تیپ المهدی و شهید حاج محمود ستوده معاون تیپ و جمع دیگر از فرماندهان عملیاتی مبنی بر این که:

برادر جاویدی، گردان شما در محاصره‌ی شدید دشمن می‌باشد. عقب‌نشینی کنید:

ولی شهید مرتضی جاویدی در پاسخ به آنها گفت:

فرمانده‌ی من امام‌ خمینی است و به دستور ایشان عمل می‌کنم و نمی‌گذارم تنگه اُحُد بار دیگر در اسلام تکرار شود

عاقبت مقاومت جواب داد و ارتش بعثی نتوانست تپه را پس بگیرد و عملیات با موفقیت به پایان رسید

پس از پایان عملیات شهید مرتضی جاویدی به همراه تعدادی از فرماندهان به دیدار حضرت امام خمینی (ره) رفتند و ایشان در آن دیدار معروف، پیشانی شهید مرتضی جاویدی را بوسید

.

شرح آن واقعه به روایت شهید صیاد شیرازی:

« در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می رسیدم، فقط یکبار دیدم که امام رزمنده ای را در آغوش گرفت و پیشانی اش را بوسید، و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی

امام خمینی خونسرد و آرام، به قدری ایستاد و صبر کرد تا بوسه های مرتضی جاویدی تمام شود

خواستیم تا مرتضی را کنار ببریم که یک دفعه متوجه شدیم که امام از مرتضی بسیجی تر است، چرا که خم شد و پیشانی مرتضی را بوسید »

.

سخنی از شهید:

« نمی دانم، من چه کرده ام که شهید نمی شوم. شاید قلبم سیاه است

خدا رحمت کند، حاج محمود ستوده را وقتی با هم صحبت می کردیم (به یکدیگر) می گفتیم:

اگر جنگ تمام شود و ما زنده باشیم، چه کار کنیم

واقعا نمی شود؛ زندگی کرد، و به صورت خانواده های شهدا نگاه کرد

این جاست که ما واماندگان از قافله نور باید بگوییم

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند »

.

مزار شهید=

روستای جلیان، شهرستان فسا، استان فارس

.

.

.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی