گنجینه تصاویر شهدا

به عشق سیدنا و قائدنا حضرت امام خامنه ای {روحی له الفداء}

گنجینه تصاویر شهدا

به عشق سیدنا و قائدنا حضرت امام خامنه ای {روحی له الفداء}

طبقه بندی موضوعی

به یاد شهدای امر به معروف

"شهید هادی محبی"

"شهید علی خلیلی"

شهدای امر به معروف


گفت فحشا در کجا آید پدید

 

گفتمش در کوچه های بی شهید

 

بی شهیدانند بی سوز و گداز

 

بر سر سجاده های بی نماز

 

بی شهیدان را غم لیلا کجاست

 

سوز و اشک و آه و واویلا کجاست

 

کوچه ما بوی مجنون می دهد

 

بوی اشک و آتش و خون می دهد

 

از جنوب و غرب تا شرق و شمال

 

گشته ام در بین اشباح الرجال

 

کیست تا از مرگ من پروا کند

 

یا به روی غربتم در وا کند

 

آب می جویم ولیکن در سراب

 

کوفه بازار است این شام خراب

 

در تمام کوفه آیا مرد نیست

 

جز علی مردی سراپا درد نیست

 

چون علی باید که سر در چاه کرد

 

شیعه را تا از خطر آگاه کرد

 

می زنم بر گرد آتش بال بال

 

تا بنوشم شعله مرگ حلال

 

مرگ آغاز جهانی دیگر است

 

عاشقان را مرگ جانی دیگر است

 

آن که در خون عشق بازی می کند

 

تا قیامت سرفرازی می کند

 

ای خداوندان مُلک عافیت

 

والیان مسند اشرافیت

 

من یقین دارم مسلمان نیستید

 

چون ولی را تحت فرمان نیستید

 

من در این آشفته بازار شما

 

پرده بر می دارم از کار شما

 

نصرت حق را چو باور داشتم

 

با علی دست از دهان برداشتم

 

آه از تزویر خلق دلق پوش

 

مردم گندم نمای جو فروش

 

آه از این، گرگ های میش خوار

 

وین همه مستغنی درویش خوار

 

یاد دارم روزگار پیش را

 

مردم نزدیک دوراندیش را

 

هر که بارش بیش سر در پیش داشت

 

یک گلیم کهنه ده درویش داشت

 

شیوه همسایگی در پیش بود

 

نوش در کام همه بی نیش بود

 

حرص، مردم را اسیر خویش کرد

 

خلق را یکباره نادرویش کرد

 

خلق دلواپس تر از دیروز خویش

 

سرگردان از یأس هستی سوز خویش

 

سینه ها در آتش تشویش ها

 

هفت اقلیم است و نادرویش ها

 

موج های خسته سردرگمی

 

پس چه شد حال و هوای مردمی

 

از چه رو مردم فریبی می کنید

 

با هم احساس غریبی می کنید

 

ای دل آشوبان زخوف و اضطراب

 

چرخد از خون شما، هفت آسیاب

 

ای شرارت پیشِگان هرزه گرد

 

در کجا بودید هنگام نبرد

 

در کجا بودید وقتی جنگ بود

 

عرصه بر شیران عالم تنگ بود

 

ای کمند اندازها از پیش و پس

 

توسن سرکش نگردد رام کس

 

دام بر چینید ما مرغ دلیم

 

ماهی گرداب و دور از ساحلیم

 

ما به صید تور مولا رفته ایم

 

در پناه او به بالا رفته ایم

 

یوسف والا زکنعان دور کرد

 

چشم ظاهربین، ما را کور کرد

 

لیک چشم باطن، ما را گشود

 

هر چه را دیدیم جز مولا نبود

 

گفت فحشا در کجا آید پدید

 

گفتمش در کوچه های بی شهید

 

والسلام

.

.

سلام و صلوات هدیه به شهدای امر به معروف

شهدایی که همرنگ جماعت نشدند

به خصوص شهیدان هادی محبی و علی خلیلی

و لعنت بر قاتلان و همراهان حرام لقمه آنان

منافقین روزی رسوا می شوند

لعنت به تزویر در هر لباسی

.

.

.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی